باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم
نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت
تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت درهای جدایی را درهم
کوبید وصد
واژه ی پر مهر
از لبانت جاری شد
تو مثل هیچ کس مهربان بودی
تو مثل هیچ کس خندان بودی
تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی
من وتو بازهم دستانمان در دست هم بود
وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان
را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود
نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما
همیشه در کنار هم باشیم
وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی
ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی
ویار همیشگی من باشی
ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد
تا من بیشتر از تو
تورا ببینم
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 9:59  توسط
|
ميگن تازه شوهر كرده. هنوز بچه دار نشدن. هرموقع شدن عكس بچه شون هم ميزارم ببينيد. من خيلي يانگوم رو دوست دارم. ولي تاحالا وقت نكردم حتي يه قسمت هم از سريالش رو ببينم

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:26  توسط
|
اقا رو باش با تندر رفته مخ زنی !!! بدبخت دختره راه فرار نداره، داره میره تو جوب.
مرد: آبجي بپر بالا بريم عشق و صفا
دختر: ايييييش! برو مرتيكه ايكبيري! از اون موي سفيدت خجالت بكش

ولي خودمونيما این هلوئی که من می ببینم آدم را 30 سال جوان می کنه. اگه همچین مالی از کنار قبرستون رد بشه مرده ها زنده میشن ...
دیگه این بنده خدا که جای خود داره
!
َ(نقل قول شده از ملا حسني)
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:23  توسط
|
اسراييل و ايران كنار هم! چقدر هم به هم ميان!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:21  توسط
|
تو را دوست خواهم داشت
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم،
و در دفتر خاطراتت نوشتم:
«تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 14:7  توسط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 10:22  توسط
|
یه نرم افزارفشرده سازفایلهای ویدیویی به فرمت موبایل این هم اسم وشماره سریال این نرم افزار به همراه لینک دانلود آن:
Name: Alpha
Serial: HD0VAN2V12U1RVVD41L22634-EC9C-77F8-E21D
http://www.mediafire.com/?0qmbbynglq1http://www.mediafire.com/?0qmbbynglq1">http://www.mediafire.com/?0qmbbynglq1>
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 10:13  توسط
|
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:53  توسط
|
وقتی برای اولین بار یه نازنین ترکت کنه فکر می کنی شاید برگرده. وقتی به انتظارش
می شینی و نمی یاد می فهمی یه بی وفاست و هر روز میگذره و تو می خوای فراموشش کنی اما از یادت نمیره وقتی دوباره می بینیش با خودت میگی می بخشمش اما اون دوباره می ره. فکر میکنی که دوباره برمی گرده؟ آره برمی گرده اما دیگه تنها نیست. برمی گرده تا یارش رو بهت نشون بده چون هیچ وقت نفهمید چقدر دوسش داری و تو تازه می فهمی که حتی لحظه ای فکر نکرد که شاید تو رو از دست بده چونکه هیچ وقت نخواست تا تورو کنار خودش داشته باشه اما تو همیشه تنهایی هاش رو پر می کردی همیشه به یادش بودی و برای خوشبختیش آرزو می کردی اما دیگه می دونی توی زندگی اون جایی نداری و دوباره ترکت می کنه اما این بار برای همیشه.....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:46  توسط
|
سلام دوستان امروز بحث ما راجع به گذر نامه بیو متریک میباشدگذرنامه بیو متریک که بیو پاس نامیده میشودحاوی یک صفحه پلی کربنات استکه دارای یک تراشه مخصوص بدون نیاز بهتماس برای ارسال اطلاعات میباشدکه مشخصه های بیومتریک یا زیستی فرد از جمله اثر انگشت وصورت را در خود دارددر این گذرنامه ها تصاویراز چند لایه لیزری استفاده شده استنامیده میشود روز جبنا بر ادعای اداره مهاجرت سنگاپور، آپریل به پایمخصوص بدون نیاز به تماس برای ارسال اطلاعات میباشد که مشخصه های بیومتریکی سنگاپور به همراه استرالیا، نیوزیلند و امریکا از ژانویه د رحال تست این روش میباشند که 15 آپریل به پایان خواهد رسید. سپس از 29 آپریل، پاسپورت الکترونیکی د راختیار مقامات دولتی و کارکنان خطوط هوایی قرار میگیرد. روند صدور پاسپورت معمولی تا آگوست سال جاری برای عموم ادامه میابد که تا زمان تاریخ اعتبارشان قابل مصرف خواهند بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:43  توسط
|
آبی تراز آنم که بیرنگ بمیرم
ازشیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من آمده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:27  توسط
|
شگفتـــــــا؛
وقتي کـــــه بــــود ، نمــــي ديدم
وقتي مي خــــوانــــد ، نمي شــنـــــيــــدم
وقــــتــــي ديــــــدم ... کـــه نــــــبــــــود
وقتي شنــــــــيـــدم ....که نــخــــوانـــــــد

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 16:26  توسط
|

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته جامی به یاد گوشه محراب می زدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بچسب بازش زطره تو به مضراب می زدم
روی نگار در نظرم جلوه می نمود وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم
چشم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ فالی به چشم گوش در این باب می زدم
نقش خیال روی و تا وقت صبحدم بر کارگاه دیده بی خوابی می زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می گرفت می گفتم این سرود می ناب می زدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب می زدم
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:19  توسط
|
یکبار شاعری ترانه ای عاشقانه و زیبا سرود.پس نسخه های زیادی از آن تهیه کرد و برای تمامی دوستان و آشنایانش از زن و مرد فرستاد،حتی برای زن جوانی که در یک کوهستان دور زندگی میکرد و تنها یکبار او را دیده بود.پس از گذشت یکی دو روز قاصدی نامه ای از زن جوان برای شاعر آورد زن نوشته بود:
"به راستی ترانه ی عاشقانه ای را که برای من نوشته ای ،مرا عمیقا تحت تاثیر قرار داده است.پس به خانه ی ما، به دیدار پدر و مادرم بیا تا قرار ازدواجمان را بگذاریم."
شاعر در پسخ نامه نوشت:" دوست من، این تنها ترانه ی عاشقانه ای برخاسته از قلب شاعری بود ،که ممکن است هر مردی آنرا برای هر زنی بخواند."
زن اینبار در پاسخ نوشت:"ای ریاکار و دروغگو!از امروز تا پایان زندگی ام به خاطر تو از همه ی شاعران نفرت خواهم داشت."
A poet once wrote a love song and it was beautiful.and he made many copies of it , and sent them to his friends and his acquaintances , both men and women,and even to a young woman whom he had met but once ,who lived beyond the mountains.
and a day or two a messenger came from the young woman bringing a letter .and in thr letter she said “Let me assure you , I am deeply touched by the love song that you have written to me.come now and see my father and my mother , and we shall make arrangements for the betrothal.”
and the poet answered the letter , and he said to her:”My friend , it was but a song of love out of a poet's heart . sung by every man to every woman.”
and she wrote againe to him saying:”hypocrite and liar in words!From this day unto my coffinday I shall hate all poets for your sake
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 21:20  توسط
|
اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد
همواره به خاطر بياور دراوجي معين هرگز ابري وجود ندارد. اگر زندگيت ابري است به اين دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است ..
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود
آدم از بي بصري بندگي آدم كرد................گوهري داشت ولي نذر قباد وجم كرد...... يعني در خوي غلامي ز سگان پست تر است.........من نديدم كه سگي پيش سگي سر خم كرد
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يك اندكي تسكين آن گفت تسكينش همه سوز و فناست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:38  توسط
|
غیر منتظره نبود اما هیچ یک از مشتریان کافه تیتر نمیخواستند باور کنند که کافه تیتر ، جایی که پاتوق عصرهای کلی از بچه های روزنامه نگار و وبلاگ نویس است تعطیل می شود. وقتی بهنام و بیتا زوج صاحب کافه تیتر اواخر خرداد از عدم صدور مجوز و تعطیلی کافه در آینده نزدیک گفتند همه مایی که عصرهایمان در کافه دور هم میگذراندیم ناراحت شدیم ولی همه ما امیدوارانه منتظر یک حادثه یا به قول دوستی معجزه بودیم تا پاتوق خوب عصرهایمان و جمع دوستانی که بهنام و بیتا هم گل سر سبدش بودند را از دست ندهیم.

اما دوران معجزه گذشته و بالاخره کافه تیتر تعطیل شد. کافه تیتر در بسیاری از جهات با کافه های دیگر متفاوت بود شاید به خاطر آنکه دو روزنامه نگار هم سن خودمان صاحب آن بودند و شاید به خاطر جلساتی که در نقد کتاب و فیلم و آثار هنری آنجا برگزار می شد و یا شاید به این دلیل که اکثر مشتریان عصرهای کافه آنقدر با هم صمیمی و دوست بودند که همگی سر یک میز می نشستند. بسیاری از مشتریان کافه روزنامه نگار بودند یا حداقل دستی به قلم داشتند و اکثرشان نیز وبلاگ نویس ، کافه جای بحثهای سیاسی نبود آنقدر خودمانی بودیم که حرفهای جالبتری برای گفتن به هم داشته باشیم. بیشتر از آنچه نوشته ایم یا قرار است در وبلاگمان بنویسیم صحبت میکردیم . کافه تیتر برای من کلی خاطره است جایی که جشن تولد 28 سالگی و بیست و نه سالگی ام را آنجا گرفتم، باورتان نمی شود اما در تولد بیست و نه سالگی ام تقریبا از تمام مشتریان دائم کافه هدیه گرفتم. تعطیلی کافه تیتر برایم ناراحت کننده است وقتی امید و اشتیاق بهنام و بیتا را برای ادامه کار کافه را دیده ام کافه ای که عصرهای خوبی برای دهها نفر روزنامه نگار و وبلاگ نویس بود . کافه تیتر هم مثل خیلی از چیزهای خوب دیگر خاطره شد.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:27  توسط
|
امروزه افرادی زیادی هستند که عاشق کامپیوتر و کار با آن هستند و در واقع برخی افراد نوعی ارتباط عاطفی با کامپیوتر خود برقرار کرده اند. این افراد از کامپیوترشان به عنوان یکی از بهترین دوستان خود نام می برند و البته تا حدودی نیز این مسئله قابل درک است. امکاناتی که کامپیوتر در اختیار کاربر خود قرار می دهد و بخصوص خصوصیت تعاملی و واکنش آن نسبت به دستورات و درخواستهای انسان از کامپیوتر وسیله ای محبوب ساخته است. اما اینچنین حسی در نهایت حس علاقه انسان به ابزار است.شبیه نقاش یا خوش نویسی که قلم خود را دوست می دارد و هنوز فاصله زیادی میان اینگونه احساسات با احساس دوستی دو انسان وجود دارد.
اما میتوان پیش بینی کرد که بزودی کامپیوتر از قالب یک ابزار خارج شده و تبدیل به یک دوست خواهد شد. کامپیوترهایی که مثل یک دوست با انسانها ارتباط برقرار میکنند با آنها صحبت میکنند (مانند کامپیوتر هال در فیلم اودیسه)مشورت می دهند یا مشورت می گیرند و حتی در بحرانهای عاطفی به انسانها دلداری می دهد. صحبت از داستانها یا فیلمهای علمی و تخیلی نیست حتی صحبت از فاصله ده ها ساله نیز نیست. در حقیقت اکنون نیز بخش بزرگی از آنچه برای دوستی کامپیوتر با انسان لازم است فراهم شده است. دوربینها دیجیتالی جدید قدرت تشخیص چهره از یک تصویر کلی را دارند. نرم افزارها و حتی سایتهای نیز هستند که با آنالیز عکسها و کمی معلومات انسانی هویت چهره های درون تصویر را تشخیص می دهند. درسیستم عامل ویندوز یا حتی در برخی از موبایلها امکان تبدیل صوت به متن یا برعکس را میتوانید ببینید و امروزه نرم افزارهایی وجود دارند که قدرت تحلیل صدا و تشخیص هویت سخنگو را دارند. اگر کمی در اینترنت جستجو کنید روباتهای نرم افزاری را خواهید یافت که با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی با شما چت میکنند. آنها با استفاده از الگوریتم تحلیل زبان و NLP و همچنین درک مطلب تا حدودی متوجه آنچه برایشان می نویسید می شوند و در عین با سوالهایی نسبت موارد مبهم از شما اطلاعات بیشتری میگیرند برخی از آنها حتی در تماسهای بعدی نیز شما را به خاطر می آورند. البته هنوز پاسخهای ناقص و ماشینی آنها ثابت میکند که فاصله زیادی با نتیجه ایده آل دارند. اما مهم این هست که این فن آوریها ایجاد شده اند و اکنون براحتی در دسترسی هستند اگر ترکیبی از این فن آوریها را در نظر بگیریم میتوانیم کامپیوتری را فرض کنیم که چهره شما یا افراد خانواده شما را با استفاده از وب کم تشخیص می دهد. صدای آنها را استفاده از میکروفن گرفته و تبدیل به متن می کند و روبات نرم افزاری هوشمند آن با توجه به سوالها یا صحبتهای شما پاسخهای مناسب را تهیه و با استفاده از فن آوری تبدیل متن به صدا پخش میکند. روبات نرم افزاری در عین حال همچنان در حال یادگیری و اضافه کردن معلومات خود نیز خواهد بود. حالا کامپیوتری خواهیم داشت که وجود انسان را تشخیص می دهد و یا انسان حرف می زد و تا حدودی حرف او را میفهمد و با استفاده از حرفهای انسان شبکه معلومات خود را گسترده تر میکند. او بعد از مدتی اسم دوستان شما ، نوع ارتباط و نظرتان درباره تک تک آنها را خواهد فهمید و یا در جریان مشکلات تحصیلی یا کاری شما قرار می گیرد و چه بسا که با استفاده از بانک معلومات خود مشاوره هایی نیز در این زمینه به شما بدهد. ممکن است به عنوان یک واسطه یا دوست خانوادگی با افراد خانواده ارتباط برقرار کند و مثلا نیازها و خواسته های جوانترها را به اولیای آنها بگوید . کاربردهای زیادی برای چنین دوستی می توان متصور بود اما همچنان که اشاره شد آنچه جذاب آنرا بیشتر میکند در دسترس بودن و آماده بسیاری از فن آوریهای مورد نیاز چنین دوستی کامپیوتری است. حتی نسخه های ساده ای از چنین روباتهایی البته بصورت سگ توسط یک شرکت ژاپنی ساخته شده است و بعید نیست که در آینده ای نیز شرکتی فعال در زمینه بازیهای کامپیوتری یا هوش مصنوعی با تلفیق فن آوریهای اشاره شده چنین دوستی را تولید کند و آنگاه تنها کافیست که نرم افزار دوست کامپیوتری را نصب کنید و بعد از چند روز آشنایی و تبادل اطلاعات یک دوست کامپیوتری جالب داشته باشید که هر روز بیشتر شما را درک میکند و ارتباط دوستی شما عمیق می شود.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:20  توسط
|
ایسنا
خبری را منتشر کرده است درباره پسر جوانی که از طریق اینترنت با دختری رابطه برقرار کرده و او را به خانه کشانده و در اقدامی غافلگیرانه اسیر نقشه شیطانی وی شده است. (
لینک به اصل خبر)
ماجرا بصورت خلاصه بدین شرح است که آقا فرشاد بیست ساله ما از طریق اینترنت با ملیحه خانم بیست ساله آشنا شده است و پس از مدتی چت و گفتمان از ملیحه خواسته که به منزل یکی از دوستاش که در آن هیچ کس نبوده بیاد و البته ملیحه خانم هم ایشان را همراهی کردند. نیم ساعت از حضور این دو جوان در منزل خالی دوست بزرگوار آقا فرشاد نگذشته بود که درب منزل را زدند و مردی که خود را برادر شوهر ملیحه خانم معرفی کردند به زور وارد خانه شدند و گفتند که اگر نمی خواهید به پلیس اطلاع دهم دو میلیون تومان ناقابل پول زور بدهید و از آنجا که که آقا فرشاد از این پولها نداشته به التماس (همان غلط کردن) افتاده که ناگهان آن مرد به وی تعرض کرده است (می دانید که چه میگویم) خلاصه آنکه این آقا فرشاد نه تنها در نیت خیر خود ناکام مانده بلکه پس از تعرض موبایل خود را نیز از دست داده است . البته پس از مدتی بالاخره آقا فرشاد دل به دریا زده و شکایت کرده است و افراد خاطی بازداشت شده اند. در آخر خبر هم نیروی انتظامی ضمن تشبیه اینترنت به قایق دریانوردییی که ما را به سواحل زیبای جهان آشنا میکند تاکید کردند که مراقب کوسه های این سواحل باشید.
احتمالا تنها دلیلی که این خبر مورد توجه من قرار گرفت حضور اینترنت و عاقبت آشنایی اینترنتی بوده است، بنابراین براساس همین خبر چند نکته خدمت دوستان عرض میکنم.(حال خواه پند گیر خواه ملال)
1. پسر خوب پسری است که در اینترنت با دختر ها چت نکند.
2. اگر با دخترها چت کرد با آنها قرار ملاقات نگذارد.
3. اگر با دخترها قرار گذاشت آنها را به منزل خالی دوستان نبرد.
4. اگر آنها را به منزل خالی برد حداقل دیگر در را برای فرد دیگری باز نکند
5. اگر همه غلطهای بالا را انجام داد شاید بهتر باشد یکی دو میلیون تومانی همراه خود داشته باشد
6. اگر همه موارد بالا را رعایت نکرد .... صلوات بفرستید...
بعد از تحریر:
دوستی برای مورد ۶ پیشنهاد جالب دیگر مطرح کردند که چشماهتون را ببندید و به خدا توکل کنید
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:20  توسط
|
روزهای اخیر سرویس بلاگفا درگیر یکی از بزرگترین مشکلاتی بود که تاکنون در طول زمان فعالیت سایت پیش آمده بود . مشکلی که میتواند هر سایتی را تا مرز تعطیلی ببرد. حدود یازده روز پیش آگاه شدیم که تلاشی برای سرقت دامنه BLOGFA.COM در حال انجام است و سارق دامنه مراحلی را نیز پیش برده است. به سرعت دست به کار شدیم و با همکاری و مشورت تعدادی از دوستان و کارشناسان امنیت شبکه مکاتبات و تماسهایی با شرکتهای ثبت کننده دامنه که در این ماجرا درگیر بودند را آغاز کردیم.مشاهده جزئیات عملکرد (لاگ) دامنه نشان میداد که سارق با ایمیلی جعلی عملیات انتقال دامنه را از حساب شرکت ثبت کننده دامنه (توکاوز) به حساب و شرکت ثبت کننده دامنه دیگری منتقل کرده است) و در عین حال تلاش کرده بود که این انتقال بدون آگاهی ما و بصورت قانونی جلوه کند. با وجود مشکلاتی همچون سوابق رفتار شرکتهای آمریکایی نسبت به ایرانیان و اختلاف زمانی توانستیم به تلاش شبانه روزی و تماسها و مکاتبات متعدد تا حدودی شرکت ثبت دامنه را قانع کنیم که دامنه بدون مجوز صحیح منتقل شده و در نهایت توانستیم دامنه BLOGFA.COM را باز پس بگیریم. در این میان جهت کاهش خسارت احتمالی به سرعت با تغییراتی در نرم افزار سایت دامنه جایگزین BLOGFA.IR را فعال کردیم. با وجودی که در این مدت درگیر حملات دیگری نیز بودیم ولی به هر حال بحران اصلی را پشت سر گذاشتیم و شاید کمتر ده ساعت اختلال آنهم در ساعات پایانی و اوایل بامداد در دسترسی به سایت پیش آمد.


لازم است از تلاش بی دریغ دوستان و همکارانی که در این مدت ساعتها وقت و تخصص خود را در جهت حل مشکلات سایت صرف کردند تشکر کنیم. سپاس ویژه از دوست خوب رضا هاشمی کارشناس امنیت شبکه به خاطر شب بیداریها و روزها و شبهایی که بصورت مداوم برای حل مشکل فوق وقت صرف کرد و تخصص و همکاری ایشان در حل مشکل بسیار موثر بود. همچنین سپاس فراوان از دوست و همکار نازنین روزبه هاشمی ها و همچنین همکارانش که برای باز پس گیری دامنه ساعتها وقت صرف کردند. در عین حال از همکاری صمیمانه مهندس محمود بشاش و تلاشهای دلسوزانه مهندس مجید شمس در این زمینه تشکر میکنیم.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:17  توسط
|
یکی از امکانات مرورگر اینترنت مایکروسافت (IE) ذخیره کلمه عبور وارد شده توسط کاربر در فرمها و صفحات وب است (مواردی مثل ورود به بخش مدیریت وبلاگ،ایمیل و...) . در صورتی که کاربر در وب سایتی نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد کند مرورگر در مورد ذخیره کلمه عبور از وی سوال می کند در صورت تایید توسط کاربر در آینده نیازی به تایپ مجدد کلمه عبور نیست و تنها با تایپ نام کاربری کلمه عبور در بخش مورد نظر و توسط مرورگر بصورت خودکار نوشته می شود.این امکان به نوعی کاربر را در ذخیره کلمه عبور و همچنین تایپ آن در هر بار ورود به سایت مورد نظر بی نیاز میکند و با توجه که تایپ کلمه عبور بخصوص وقتی دیگران امکان مشاهده دستان و صفحه کلید را دارند نوعی ریسک امنیتی است بنابراین این امکان به نوعی به امنیت اطلاعات کاربران نیز کمک میکند . اما اگر کاربر بصورت اشتباهی و در کامپیوتری که دیگران نیز به آن دسترسی دارند مثل کامپیوتر مرکز کامپیوتر دانشگاه، کافی نت یا محل کار از این امکان استفاده کند آنگاه این امکان را برای دیگران فراهم کرده است که بدون نیاز به کلمه عبور خاص وی به کنترل پنل ایمیل، وبلاگ یا حساب بانکی وی دسترسی پیدا کنند. این مشکل بخصوص در مورد کاربران ایرانی که آشنایی چندانی با زبان انگلیسی ندارند یا نسبت به پیامهای مرورگر اینترنت بی توجه هستند زیاد اتفاق می افتد همچنین گاهی نیز کاربران حرفه ای تر بصورت تصادفی و اشتباه در برابر سوال مرورگر جهت ذخیره کلمه عبور دکمه تایید را فشار میدهند و باعث می شود که اطلاعات ایشان در اینترنت به خطر بیافتد. اگر احیانا شما نیز چنین اشتباهی کردید میتوانید برای حذف کلمه عبور ذخیره شده در مرورگر اینترنت از منوی بالای مروگر گزینه Tools و سپس گزینه Internet Options را انتخاب کنید.در بالای فرم ظاهر شده تب Content را انتخاب کنید و سپس دکمه AutoComplete را بزنید تا فرم دیگری نمایش داده شود ، در فرم ظاهر شده میتوانید با فشار دکمه Clear Passwords تمامی کلمه عبورهای ذخیره شده را پاک کنید. در این صفحه گزینه های دیگری نیز وجود دارند که با تغییر آنها میتوانید نحوه ذخیره اطلاعات فرمها یا آدرسهای اینترنتی توسط مرورگر را تغییر دهید

.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:16  توسط
|

براساس آخرین آمار بانک اطلاعات سرویس وبلاگ بلاگفا تعداد وبلاگهای موجود و در دسترس در این سایت از مرز یک میلیون وبلاگ گذشته است. همچنین تاکنون بیش از یک میلیون و سیصد هزار وبلاگ در این سرویس به ثبت رسیده است که بخشی از وبلاگهای آزمایشی و فاقد محتوا حذف شده اند.
براساس آمار روز نهم شهریور ۱۳۸۶در حال حاضر تعداد وبلاگهای زیر مجموعه سایت BLOGFA.COM بیش از یک میلیون و سی و پنج هزار (1035493) و تعداد پستهای مرتبط با این وبلاگها بیش از نه میلیون و ششصد هزار ( 9685823 ) و همچنین تعداد نظرات نیز بیش از بیست میلیون رکورد ( 20067384 ) است. با توجه روند افزایش تعداد وبلاگهای ثبت شده که در دو ماه اخیر شاهد آن بوده ایم به نظر می رسد همچنان شاهد افزایش آمار فوق باشیم. همچنین حجم بالای از محتوای فارسی وبلاگها میزبانی شده در سایت در موتورهای جستجوگر در دسترس هستند و در این زمینه سرویس وبلاگ بلاگفا در موقعیت ممتازی در بین سایتهای فارسی قرار دارد.
مدیران سرویس بلاگفا حفظ اطلاعات و دسترنج وبلاگ نویسان را در بزرگترین سرویس وبلاگ فارسی و همچنین ارائه کیفیت مناسب خدمات سایت را وظیفه اصلی خود میدانند و جهت بهبود این امر نیز برنامه هایی در دست اجرا میباشد.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:14  توسط
|
میمیرم برات.نمیدونستی میمیرم بی تو و بدون چشات
رفتی از برم.تو نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات
ارزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات..میمیرم برات
سفرت بخیر..اگه میری از ینجا تک و تنها تا یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور..به یه دنیا نور
سفرت به خیر..برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نا امیدو خسته تو باز برو..تو بازم برو
نمیخوام بیام..نی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت..نمی خوام مثل یه شمع بسوزی تا تموم بشی
برو تا بزرگی می خوام فقط ارزوم بشی..ارزوم بشی(از این اهنگ خیلی خوشم میاد)


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 20:49  توسط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 20:38  توسط
|
دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد
شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و
چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را
می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد
با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم
دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه
دهد.

کسی چون تو ...!
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 20:30  توسط
|
داستان زیبایی از شیوانا
شیوانا جعبه ای پر از مواد غذایی و سکه طلا را به خانه ی زنی با چندین بچه قد و نیم قد برد. زن خانه وقتی بسته های غذا و پول را دید شروع کرد به بد گویی ازهمسرش و گفت :"ای کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردی بودند.شو هر من آهنگری بود که از روی بی عقلی دست راستش شو نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگری از دست داد و مدتی بعد از سوختگی علیل و از کار افتاده گو شه خانه افتاد تا درمان شود.وقتی هنوز مریض و بی حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولی به جای این که دوباره سر کار آهنگری برود می گفت که دیگر با این بدنش چنین کاری از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگری برود.من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمی خورد برادرانم راصدا زدم و با کمک آنها او را از خانه و این دهکده بیرون انداختیم تا لااقل خرج اضافی او را تحمل نکنیم.با رفتن او ،بقیه هم وقتی فهمیدند که وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتند و امروز که شما این بسته های غذا و پول را برایمان آورده اید ما به شدت به آنها نیاز دارشتیم.ای کاش همه انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!"شیوانا تبصمی کرد و گفت :"حقیقتش من این بسته ها را نفرستاده ام. یک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینمحالتان خوب است یا نه!!؟همین!" شیوانا این را گفت و از زن خداحافظی کرد تا برود. در آخرین لحظات نا گهان بر گشت و ادامه داد:"راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گرد هم سوخته بود!"
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:42  توسط
|
هفت بناى باستانى كه نام عجايب هفتگانه دنيا را به خود اختصاص داده اند، همواره مورد توجه و علاقه بسيارى از افراد در كشورهاى مختلف دنيا بوده است و سرزمين هايى كه شانس حضور اين اماكن خاص را در خود دارند، از بهترين فرصت هاى گردشگرى در مقايسه با ساير مناطق مشهور جهان برخوردارند، به گونه اى كه هر ساله تعداد بى شمارى از گردشگران با صرف هزينه و انرژى فراوانى راه سفر به سوى اين سرزمين ها را در پيش مى گيرند تا بلكه بتوانند از نزديك شاهد يكى از هفت اثر تاريخى جهان باشند. نكته حائز اهميت آن كه گمان مى رود با پيشرفت روز افزون علم و فناورى در عرصه هاى مختلف سليقه وطبع مردم در انتخاب عجايب پيش روى آنان نيز تغيير كند. چرا كه هم اكنون عده اى از كارشناسان و باستان شناسان سازمان هاى جهانى قصد دارند در سال ۲۰۰۷ ميلادى، هفت اعجوبه تاريخى دنيا را تغيير داده، با انتخاب بناهايى جديد با معيارها و شاخصه هايى متفاوت چهره اى نوين از باور نكردنى ترين ساخته هاى بشرى براى نسل هاى آينده فراهم آورند. هم اكنون برنارد وبر، فيلمساز مشهور سوئيسى، به همراه گروه متخصص همراه خود يك به يك از آكروپليس يونان گرفته تا تاج محل هندوستان را به دقت مورد بررسى قرار مى دهند تا در اين سفر طولانى بتوانند عجايب هفت گانه جديد را تا پيش از ۷ جولاى ۲۰۰۷ به جهانيان معرفى كنند. اين ماجرا جوى اروپايى در سال ۲۰۰۱ با تهيه فهرستى از بناهاى تاريخى كه قدمت آنها به ۲۰۰۰ سال پيش مى رسيد، كار اصلى خود را آغاز كرد كه با دردسر و مشكلات فراوانى كه با آن مواجه بود توانست فهرستى از ۲۰۰ بناى تاريخى جهان را كه آثار و بقاياى آنها همچنان باقى مانده اند تهيه كند كه در سال ۲۰۰۵ ميلادى اين تعداد به ۷۷ مورد تغيير پيدا كرد. طرح برنارد وبر در انتخاب عجايب هفتگانه نوين جهان با آنچه كه فيلون، فيلسوف مشهور اهل بيزانس، در دو هزار سال پيش انجام داده بود، كمى متفاوت است. آزادى و حق انتخاب ساكنان كشورهاى مختلف از مواردى است كه وبر و همكاران او به آن توجه ويژه اى دارند، به طورى كه در يك نظرسنجى اينترنتى از فهرست تهيه شده او و اعمال نظر كارشناسان سازمان يونسكو فهرست ۷۷ موردى وبر به ۲۱ مورداصلى تغيير پيدا كرد. وبر و گروه ده نفره او هم اكنون با سفر به مناطق منتخب در سراسر كشورهاى جهان و بررسى دقيق تمامى جوانب بناهاى مورد نظر سعى دارند تا پيش از فرارسيدن هفتمين روز از هفتمين ماه سال هفت هزاره سوم ميلادى عجايب هفتگانه تازه را به جهانيان معرفى كنند.
«هفت» از آن سوى تاريخ مى آيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 22:11  توسط
|
گویا جمعی از وبلاگنویسهای خارجی ، در حرکتی زیبا قصد دارند روز 31 آگوست را به عنوان روز جهانی وبلاگ انتخاب کنند.
در این روز به سبک بازیهای وبلاگستان فارسی ، هر وبلاگنویس میبایست 5 وبلاگ کمترشناخته شده جالب را به سلیقه خود انتخاب کند و به خوانندگانش توصیه کند.
بنابراین دستورالعمل شرکت در روز وبلاگ 2007 بسیار ساده است:
- 5 وبلاگی که جالب تشخیص میدهید ، انتخاب کنید.
- به این 5 وبلاگنویس اطلاع بدهید که در مورد آنها نوشتهاید.
- در مورد هر وبلاگ مورد نظر کمی بنویسید و لینک آنها را در بولاگتان قرار بدهید.
- روز 31 آگوست یعنی 18 روز بعد نوشتهتان را پست کنید.
- برچسب روز وبلاگ را با اضافه کردن لینک http://technorati.com/tag/BlogDay2007 به پست خود اضافه کنید و به سایت روز وبلاگ لینک بدهید.
منبع : quickonlinetips
لینک از:abrang
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 14:42  توسط
|
اینم یه نقاشی از استاد شجریان و چند تن از هنرمندان که در حال تمرین مخفیانه در یه زیر زمین هستن.مطمئنم که تا حالا ندیدین.

براي شنيدن يكي از آهنگهاي استاد شجريان كليك كن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:58  توسط
|
سلام
همه شما مستند توهین آمیز و ایراد بنی اسرائیلی گیر صدا سیما را دیده اید اونها ما طرفداران رو مسخره کردند و حالا ما هم آنها را مسخره میکنیمنمونه زیر ایرادات شیطانی هری پاتر است بخوانید و بخندید.پس از دیدن برنامه زیبای مستند هری پاتر ما هم بر ان شدیم تا کمی از اسرار شیطانی هری پاتر را افشا کنیم!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 13:16  توسط
|
Selon une legende, il est un oiseau qui ne chante qu'une seule fois de toute sa vie, plus suavement que n'importe quelle creature qui soit sur terre. Des l'instant ou il quitte le nid, il part a la recherché d'un arbre aux rameaux epineux et ne connait aucun repos avant de l'avoir trouve. Puis, tout en chantant a travers les branches sauvages, il s'empale sur lepine la plus longue, la plus aceree. Et, en mourant, il s'eleve au-dessus de son agonie dans un chant qui surpasse celui de l'alouette et du rossignol. Un chant supreme don’t la vie est le prix. Le monde entire se fige pour l'entendre, et Dieu dans son ciel sourit. Car le meilleur n'est attaint qu'aux depens d'une grande douleur … ou c'est du moins ce que dit la legende.
در افسانه ای آمده است كه پرنده ای تنها يك بار در عمر خود می خواند و چنان شيرين می خواند كه هيچ آفريده ای در زمين به او نمی رسد. از همان دم كه از آشيانه خود بيرون می آيد در پي آن می شود كه شاخه های پر خاری بيابد و تا آن را نيابد آرام نمی گيرد. آنگاه ... همچنان كه در ميان شاخه های وحشی آواز سر می دهد بر درازترين و تيز ترين خار می نشيند. و در حال مرگ .. با آوازی كه از نوای بلبلان و چكاوكان فراتر می رود رنج جان كندن را زير پا می گذارد. آوازی آسمانی كه به بهای جان او تمام می شود.
همه عالم برای شنيدن آوازش بر جاي خود ميخكوب می شوند و خداوند در ملكوت آسمان لبخند می زند. آخر .. تا رنجی گران نباشد گنجی گرانبها يافت نگردد...
باری آن افسانه چنين می گويد.
"کالین مک کالو"
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:59  توسط
|
آنجلینا جولی
چهارم ژوین 1975
لس آنجلس کالیفرنیا
آنجلینا جولی
آنجلی در چهارم ژوین 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:58  توسط
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:56  توسط
|
پیامک 1
عشق را ساده مپندار و تو خاموش مکن هيچ کس غير خدا نيست فراموش نکن
پیامک 2
اگر ديدی تو ۱ گل روييده آن رو نچين چون آن کوير دله منه و آن گل تويی
پیامک 3
آرزوم بي تو محال لحظه هام بي تو سواله بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم دوست دارم كه راستي راستي حس كنم تو رو تو دستم.
پیامک4
ميدونم بيداری داری ستاره هارو ميشمری . يکيش کمه چون داره بهت مسیج می زنه. منم خوابم نمی بره دارم گوسفند هارو میشمرم. یکیش کمه چون داره این اس ام اس رو می خونه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 9:31  توسط
|